بلاگ سرنخ

اگر یک پردیتور و یک زنومورف سوپرمارکت بزنند چه می شود؟

نگاهی طنزآمیز به کسب وکاری بین کهکشانی که اگر راه بیفتد، احتمالا هم مشتریان را می ترساند و هم اداره بهداشت را.

تصویر شاخص برای اگر یک پردیتور و یک زنومورف سوپرمارکت بزنند چه می شود؟

در میان همه ایده های عجیب برای راه انداختن یک کسب وکار، شاید هیچ چیز به اندازه مشارکت یک پردیتور و یک زنومورف در افتتاح سوپرمارکت محلی هم ترسناک نباشد و هم وسوسه برانگیز. از یک طرف، هر دو در شکار، بقا و ایجاد حس تعلیق مهارت دارند؛ از طرف دیگر، همین مهارت ها دقیقا همان چیزهایی است که محیط خرید روزمره به آن نیاز ندارد.

فضای فروشگاه؛ بیشتر شبیه فیلم ترسناک

اولین چیزی که مشتری تجربه می کند، اتمسفر است. نورهای کم جان، مه سبز رنگ نزدیک سقف، صداهایی که از بلندگو پخش می شوند و بیشتر به هشدار زیستی شبیه اند تا اعلام تخفیف روز. پردیتور احتمالا دمای محیط را گرم تر دوست دارد، اما زنومورف شاید سرمای فلزی راهروها را ترجیح بدهد. نتیجه چیزی می شود که نه برای خرید مناسب است و نه برای ماندن طولانی.

بخش مواد غذایی؛ غافلگیری های بیش از حد

در بخش گوشت، تنوع احتمالا چشمگیر خواهد بود؛ شاید حتی بیش از حد چشمگیر. بعضی برچسب ها را بهتر است نخوانید و درباره بعضی محصولات اصلا سؤال نپرسید. بخش سبزیجات هم شامل گیاهانی خواهد بود که مدیریت فروشگاه با اصرار می گوید «کاملا خوراکی» هستند، در حالی که بعضی شان آرام آرام می تپند.

اگر زنومورف مسئول لبنیات شود، بعید نیست تخم گذاری در یخچال ها را بخشی از مدیریت موجودی بداند. اگر هم پردیتور مسئول امنیت باشد، دزدگیری در فروشگاه از حالت حقوقی خارج و وارد مرحله آیینی می شود.

خدمات مشتری؛ مودبانه، اما تا حدی کشنده

در چنین فروشگاهی مرجوع کردن کالا احتمالا با چند نگاه سنگین و سکوت طولانی همراه است. اگر مشتری بخواهد مدیر را ببیند، پردیتور شاید این درخواست را بیش از حد شخصی برداشت کند. برنامه وفاداری مشتریان هم احتمالا شامل توافقی با بندهای بسیار ریز و قطره ای خون برای امضا خواهد بود.

مانع اصلی؛ قوانین زمین

با همه توانایی های این دو موجود، بزرگ ترین دشمن شان نه رقیب تجاری، بلکه قوانین سلامت، بیمه و استانداردهای ایمنی است. خون اسیدی روی کف فروشگاه، صدای جیغ از انبار، و ناپدید شدن مرموز مشتریانی که بعدا در بخش پروتئین پیدا می شوند، برای هیچ ناظر بهداشتی قابل توجیه نیست.

در نهایت، شاید «بازار شکار تازه» در روزهای اول کنجکاوی زیادی ایجاد کند، اما طولی نمی کشد که بازرس ها، شرکت های بیمه و احتمالا چند مأمور کت وشلواری همه چیز را تعطیل کنند. بعضی ایده ها بهتر است همان قدر که خنده دارند، فقط در حد خیال باقی بمانند.

این مطلب برای شما سؤال تازه‌ای ساخت؟

سؤالتان را از طریق چت بفرستید یا برای راهنمایی مستقیم‌تر با پشتیبانی تلفنی لندیک تماس بگیرید.

تماس تلفنی